تبلیغات
دلنوشته های لیلا
اگر نمیتوانی به کسی امید بدهی نا امیدش نکن
دلنوشته های لیلا
شنبه 25 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد





نوع مطلب : جمله های قصار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

 

نهمین شعر از دفتر «ماهیچ، مانگاه» :



 این وجودی كه در نور ادراك
مثل یك خواب رعنا نشسته


روی پلك تماشا
واوه هایی تر و تازه می پاشد.
چشم هایش
نفی تقویم سبز حیات است‌.
صورتش مثل یك تكه تعطیل عهد دبستان سپید است‌.

سال ها این سجود طراوت
مثل خوشبختی ثابت
روی زانوی آدینه ها می نشست‌.
صبح ها مادر من برای گل زرد
یك سبد آب می برد،
من برای دهان تماشا
میوه كال الهام میبردم‌.

این تن بی شب و روز
پشت باغ سراشیب ارقام
مثل اسطوره می خفت‌.
فكر من از شكاف تجرد به او دست می زد.


هوش من پشت چشمان او آب می شد.
روی پیشانی مطلق او
وقت از دست می رفت‌.
پشت شمشاد ها كاغذ جمعه ها را
انس اندازه ها پاره می كرد.
این حراج صداقت
مثل یك شاخه تمرهندی
در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت‌.
یا شبیه هجومی لطیف
قلعه ترس های مرا می گرفت‌.
دست او مثل یك امتداد فراغت
در كنار «تكالیف» من محو می شد.

( واقعیت كجا تازه تر بود ؟
من كه مجذوب یك حجم بی درد بودم
گاه در سینی فقر خانه
میوه های فروزان الهام را دیده بودم‌.
در نزول زبان خوشه های تكلم صدادارتر بود
در فساد گل و گوشت


نبض احساس من تند می شد.
از پریشانی اطلسی ها
روی وجدان من جذبه می ریخت‌.
شبنم ابتكار حیات
روی خاشاك
برق می زد.)

یك نفر باید از این حضور شكیبا
با سفرهای تدریجی باغ چیزی بگوید.
یك نفر باید این حجم كم را بفهمد،
دست او را برای تپش های اطراف معنی كند،
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد.
یك نفر باید این نقطه محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند.
یك نفر باید از پشت درهای روشن بیاید.

گوش كن‌، یك نفر می دود روی پلك حوادث‌:
كودكی رو به این سمت می آید.






نوع مطلب : سهراب سپهری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 15 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

 

شبیــه مــه شــده بــودی!
نــه مــی‌شــد در آغــوشــت گــرفــت

و نــه آن‌ســوی تــو را دیــد!

...
تنهــا مــی‌شــد، در تــو گــم شــد!

گــم شــدم . . .




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد
 
دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت...!!
*مردم*
زیرلب بهش میگفتن فاحشه...!!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...!!

...
پسری 23 ساله رو *مردم*
تنبل چاقالو صداش میکردن...!!
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...!!

مردی 57 ساله رو *مردم*
*بی ریخت*صدا میکردن...!!
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده...!!

و هر روز مردم من و تو رو به غلط قضاوت می کنند...!!
 




نوع مطلب : جمله های قصار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 8 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

 

دلـــم می لـــرزد هـــر گــاه صــدای جدیـدی سلام می کــند !

قــلبم می کـــوبد ؛

نفـــَسم تـــنگ می شود ،
...

دســـتانم بــه لـــرزه می افــتند !

مـــن دیگــر کـــشــش خداحـــافظــی نــدارم ....

ببــخشید کــه دیــگر جــواب سلامِ کســی را نمی دهـــم ... !!!
 




نوع مطلب : جمله های قصار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

مامان من بهترین مامان دنیاست





نوع مطلب : جمله های قصار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 2 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

شهادت سرور و سالار شهیدان عالم بر همه مسلمانان تسلیت باد.

دوستای خوبم تو این روزا عزیز مریض ها رو از دعا خیرتون جا نزارید برا همه دعا کنید حتی مردم بی گناه غزه.

برای مردم زلزله زده کشورمون آذربایجان برای کسایی که دوستشون داریم برای مردم فقیر و خیلی های دیگه.

منم از دعاتون بی بهره نزارید

دعاتون قبول درگاه حق





نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 آذر 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت ومومیایی به خاک سپارند
تـا تـکــه تـکــه ی بـدنـم قـسـمـتـی از خـاک ایـران شــود




نوع مطلب : کورش کبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 30 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد





نوع مطلب : شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 29 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد





نوع مطلب : جمله های قصار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

دکتر علی شریعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

١ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت‌شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌‌شان یکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نیستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نیستند و وقتی که نیستند هستند.

شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم، باز می‌شناسیم، می فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.





نوع مطلب : شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 28 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 27 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد
سلام به همه دوستای خوب و باوفای همیشگی خودم.
ببخشید چند روزی نبودم خیلی درس داشتم.
اما از امروز به بعد در خدمتتون هستم.
تو این مدتی که نبودم خیلی اتفاقا برام افتاد 8 آبان تولدم بود.
بارون های قشنگ پاییزی شهرمون رو قشنگ کرد.
دوستای قدیمیو از دنیای مجازی پیدا کردم و از نزدیک دیدمشونوخیلی اتفافای دیگه این پست هم می خوام عکس های پاییزی بزام امیدوارم که خوشتون بیاد.
راستی این عکس هارو برین ادامه مطلب ببینید حیف از دست بدید.
عکاس بعضی هاش خودم هستم بعضی هاش
کامنت یادتون نره ها.
دوستون دارم


ادامه مطلب


نوع مطلب : دست نوشته های خودم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 4 آبان 1391 :: نویسنده : لیلا مرادی نژاد




نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ


سلام دوست خوبم ممنون که به وبلاگم اومدی.
امیدوارم از وبلاگم خوشت بیاد.
کامنت بزار و هر انتقاد و پیشنهادی داری بگو.
اینم آدرس اون یکی وبلاگم art-leili.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : لیلا مرادی نژاد
نظرسنجی
اوضاع وبلاگم چطوره؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





PHOTO-MUSIC-NEWS

دنیای گرافیك

ღ♥ღ شعر شبستان ღ♥ღ



دلنوشته های لیلا

hivaamo0sick